دخترک











{October 25, 2006}   دیگه نمیاد
هنوزم عین بچگی هام ازون آدم خیالیا دارم که همیشه باهامن! که اغفالم میکنن جیبای داداش بزرگمو بگردم و برم به مامانم بگم بازم رفته لواشک خریده

حالا هم که شبا لباس خواب می پوشم، روی تختم مچاله میشم و شصتمو میذارم تو دهنم و با لذت می مکم، دوست دارم همه ی عکس های غم انگیزو از روی دیوار چشمام بکنم و بندازم بیرون، بغضمو قورت بدم و به عروسکی فکر کنم که دایی علیرضا قول داده برام بخره


et cetera
Follow

Get every new post delivered to your Inbox.